س: آيا لذت بردن جنسي از طريق صحبت كردن با تلفن جايز است؟
ج: لذت بردن جنسي از طريقي به جز نكاح (ازدواج) خواه موقت يا دائم، جايز نيست و انسان مسلمان نميتواند به بهانه آرامش گرفتن جنسي با نامحرم به گفتگوي و مكالمه بپردازد. به جز ارضاء جنسي، هرگونه آرامش و سكون نفس به لحاظ مسائل علمي و اخلاقي و... از طريق صحبت نامحرم، اشكالي ندارد
س: آيا خواندن داستانهاي جنسي و ديدن عكسهاي مبتذل حرام است؟
ج: خواندن داستانهاي جنسي و ديدن عكسهاي مبتذل به نظر تمامي مراجع عظام حرام ميباشد.
س: اگر شخصى، با دست يا چيز ديگرى، كارى كند كه منى از او خارج شود اين عمل چه حكمى دارد؟
ج: اين عمل استمنا ناميده مى شود و حرام است و حتّى اگر بدون دست و وسايل ديگر، تنها با فكر كردن يا مشاهده بعضى از صحنهها يا گوش دادن به بعضى از وسوسههاى اين و آن، اين حالت به او دست دهد، مرتكب حرام شده است و تعزير دارد.
منبع: استفتائات آيت الله العظمي مكارم شيرازي، ج ۱
سوالاتي از اين دست – كه سه پرسش و پاسخ بالا، تنها گوشه كوچكي از آنهاست – مدت هاست كه ذهن جوانان ايراني را اشغال كرده است.
البته نبايد تصور كرد تنها آناني كه به اصول مذهبي پاي بندند، اين سوالات را مطرح ميكنند. آناني كه كمتر مذهبي هستند يا اصولا تعلق خاطري به مذهب ندارند نيز، در سايتهاي مخصوص خود به جمع آوري اطلاعات مشغولاند. شايد يكي از معروف ترين سايتها در اين زمينه، سايت "سه كاف" بود كه چند سال پيش و با رويكرد آموزش مسايل جنسي آغاز به كار كرد و با استقبال زيادي هم مواجه شد. از سوي ديگر گسترش روزافزون سايتهايي كه به ارايه عكس يا داستانهاي پورنوگرافيك ميپردازند، مشخص كننده نوع علايق جوانان ايراني است.
نوع رابطه با جنس مخالف، و ايجاد ارتباط جنسي شايد براي بسياري از جوانان دنيا، مساله باشد، اما محدوديتهايي كه در ايران وجود دارد، بحث روابط جنسي را بغرنج تر و پيچيده تر كرده است.
از سوي ديگر گسترش تكنولوژي و رشد روزافزون ضريب نفوذ اينترنت در ايران، دسترسي جوانان ايراني به عكس و فيلم هاي پورنوگرافيك را بسيار بيشتر از پيش كرده. است.
نگاهي گذرا به آمارهايي كه درباره استفاده ايرانيان از اينترنت ارايه ميشود، ميتواند نمايي كلي در اين زمنيه به دست دهد.
براساس يك تحقيق كه با استفاده از نتيايج جست و جوي كلمات در سال ۲۰۰۹ انجام شد، ميزان جست و جوي چند صد كلمه مختلف در موتورهاي جست و جو بررسي شد.
در باره كلمه "sex" نتيجه ده كشور اولي كه كاربران بيش از ديگر نقاط دنيا آن را جست و جو كرده بودند، به شرح زير بود: پاكستان، مصر، ويتنام، ايران، هند، مراكش، عربستان، تركيه، فيليپين، لهستان.
نتيجهي مقايسهي سرانهي سرچ كلمهي "fuck" به اين ترتيب است: ايران، پاكستان، هند، نروژ، عربستان، نيوزيلند، استراليا، كانادا، امريكا، سوئد.
در حال حاضر با استفاده از امكاني كه سايت گوگل در اختيار كاربران قرار داده، ميتوان به راحتي از ميزان جست و جوي كلمات به تفكيك كشور و استان و شهر مطلع شد. براي نمونه ميتوانيد براي ديدن نتايج جست و جوي كلمه “Fuck” به تفكيك استان و شهر در ايران به آدرس مراجعه كنيد.
بي جهت نبود كه سازمان ملي جوانان در تابستان سال ۸۷ با انتشار گزارشي در سايت رسمي خود، اعلام كرد كه " ۱۲ ميليون از ۱۸ ميليون كاربر اينترنت در ايران به "سكس گردي" و "جستجوي عكس ها و فيلم هاي سكسي" مشغولند."
اين گزارش اضافه ميكند كه:" بيشترين ميزان عبارات سرچ شده در اينترنت از سوي كاربران ايراني كلماتي شامل عبارات سكس و يا ابزار جنسي بوده است و ۸۰ درصد ترافيك سايتهاي داخل ايران مربوط به سايتهاي مسالهدار و دوست يابي بوده است... بيشترين مواردي كه درسايت هاي مساله دار مورد توجه گردانندگان قرار دارد به ترتيب اهميت براي كاربران و بيشترين ميزان كليك بر روي آنها عبارتند از: تصاوير دختران جوان، تصاوير دوربين مخفي از محيطهاي خصوصي، تصاوير «غير اخلاقي» هنرپيشه، تصاوير دختران فراري، پارتي دختران دانشگاهي، ورزش دختران، داستانهاي «مبتذل» و ديگر مواردي كه ماهيتي جنسي دارند.
وقتي از سكس حرف ميزنيم، از چه حرف ميزنيم؟
براي بسياري از جوانان ايراني، رابطه با جنس مخالف تنها در يك كلمه خلاصه ميشود: سكس. ارضاي غريزه جنسي تنها دليل براي آناني است كه در خيابان، سايت هاي دوست يابي، دانشگاه و ... به دنبال آن هستند تا با جنس مخالف هم سخن شوند.
سهيل، يكي از اين جوانان، كه دانش آموخته مهندسي صنايع است، چنين ميگويد: «واقعيت همين است كه هدف ما از يك رابطه، بحث جنسي است. شايد اين رابطه هم بسيار سريه به وجود بيايد، چون عملا دو طرف انتظاري جز اين از هم ندارند. به نظر من اين نوع از روابط مشكلي هم ندارد. چون هر دو طرف با رضايت دست به اين كار ميزنند.»
حامد،دانشجوي رشته حقوق، اما چنين ميگويد:«محدود شدن روابط ميان پسرها و دخترها به هم بستر شدن، به نظرم نتيجه فشارهاي حاكميت و البته فرهنگ حاكم بر جامعه است. وقتي شما در جايي زندگي ميكنيد كه در صورت قدم زدن با جنس مخالف، توسط نيروهاي انتظامي دستگير خواهيد شد يا در جامعهاي هستيد كه به هر دختري كه با پسرها بخندد، لفظ هر جايي ميدهد، عملا همه روابطي كه بايد در اجتماع شكل بگيرد به خانهها و به بسترها منتقل ميشود و اين همان اتفاقي است كه امروز ميافتد. چون عملا براي برقراري رابطه، مكاني امن تر از يك خانه خالي پيدا نميشود.»
در واقع يك بررسي در سازمان ملي جوانان نشان ميدهد كه ۵۵ درصد جوانان با جنس مخالف خود ارتباط دارند. اين پژوهش در يك جامعه آماري ۷ هزار نفري – در پاييز ۸۸ - از دختران و پسران مجرد ۱۵ تا ۲۹ ساله كه به روش تصادفي انتخاب شده بودند، انجام شده است.
نتايج اين پژوهش بدين شرح است: ۳۰ درصد افراد نمونه فقط رابطه دوستي را انگيزه خود از برقراري رابطه دانستهاند. حدود ۳۴ درصد انتخاب همسر و ۱۴ درصد نيز رابطه جنسي را دليل دوستي برشمردند.
ابراز محبت از جنس مخالف مهمترين عامل موثر در ايجاد رابطه دوستي تلقي شده است.
۴۳ درصد دختراني كه رابطه داشتهاند بيان كردند كه تنها با يك نفر رابطه دوستي داشته اند و ۵۷ درصد با بيش از يك نفر دوست بودند. اين نسبتها براي پسران ۲۴ و ۷۶ درصد است.
۲۴ درصد از كساني كه با جنس مخالف ارتباط داشته اند بيان كرده اند كه رابطه آنان به آميزش جنسي منجر شده است.
در استانهاي خوزستان و گيلان بيش از ديگر استانها اين رابطه به رابطه جنسي منجر شده است.
۱۶ درصد از جواناني كه آميزش جنسي داشتهاند به حاملگي بعد از ازدواج اشاره كرده اند. اين رويداد براي پسران در همه سنين و براي دختران بعد از ۱۷ سالگي رخ داده است.
درآمد خانوادگي بيش از ۱۵ درصد از جواناني كه ارتباط جنسي داشتهاند، بين ۵۰۰ تا يك ميليون تومان بوده است.
در اين گزارش آمده است كه تبادل نگاه در حدود ۴۰ درصد آغازگر رابطه بوده است.
همچنين ۴۰ درصد افراد خيابان را به عنوان مكان آغاز ارتباط با جنس مخالف اعلام كردند، نزديك به ۱۵ درصد در ميهماني خانوادگي ۱۵ درصد دانشگاه و ۱۲ درصد پارك و بقيه ،مهمانيهاي دوستانه را اولين مكان ارتباطي با جنس مخالف دانستهاند.
بسياري معتقدند كه يكي از دلايل اصلي وجود چنين آماري، سخت گيريهاي حكومتي درباره روابط ميان دو جنس مخالف است.
اما حكومت تنها مانع در برقراري روابط جنسي نيست. مهم تر از آن تابوهايي است كه در جامعه وجود دارد و از جمله بكارت دختران.
در واقع اين تصور در ميان تعداد زيادي از ايرانيان وجود دارد كه دختر تا زمان ازدواج بايد باكره باشد و نبود بكارت دليلي است بر «روسپي» بودن.
مرجان، دانشجوي گرافيك دانشگاه تهران، در اين باره ميگويد: «اين مشكلي است كه خيلي از دختران با آن سر و كار دارند. ترس از خانواده، جامعه و بي آبرويي باعث ميشود كه بسياري از دختران، روابط جنسي قبل از ازدواج را تجربه نكنند يا اين كه اين تجربهها ناقص باشد. در واقع جامعه به پسرها در اين زمينه آزادي بي حد و حصر ميدهد و دختران را محدود ميكند."
اين همان نظري است كه فاطمه، روزنامهنگار هم دارد: «به نظر من در زمينه سكس، جامعه ايران از پسران چشم پوشي ميكند و تمام كاسه كوزهها را بر سر دختران ميشكند. اگر بخواهم صريحتر صحبت كنم، وقتي دختر و پسري با هم رابطه جنسي داشته باشند، پسر را "زرنگ" و دختر را "روسپي" مي نامند.»
تاكنون براي حل اين «معضل» از سوي حكومت چاره هاي بسياري انديشيده شده كه عملا تاكنون بي نتيجه بودهاند. در اوايل دولت اصلاحات طرحي با نام «خانه عفاف» بر سر زبانها افتاد كه عملا به نتيجهاي نرسيد. در سالهاي اخير اما بحث ازدواج موقت (صيغه) و ازدواج در سنين پايين بسيار از سوي مسوولين مورد تشويق قرار ميگيرد. طرحهايي كه مشخص نيست تا چه مقدار كار كارشناسي روي شان انجام شده است؟
فقر و فحشا
براي نخستين بار در سال ۸۶ بود كه يك مقام رسمي، نسبت به بحراني بودن سن فرار دختران در ايران هشدار داد. در آن زمان مدير كل دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي اعلام كرد كه سن دختران فراري ۹ سال و و شرايط در اين زمينه بحراني است. وي همچنين ميانگين سن دختران فراري در تهران را ۹ تا ۱۷ سال دانست.
اين سخنان، باعث شد بسياري سخنان موسوي لاري، وزير كشور دوران اصلاحات را به خاطر آورند كه زماني اعلام كرده بود زمان دسترسي به زنان «روسپي» در شهر تهران، كمتر از ۱۰ دقيقه است.
خبرگزاري ايلنا نيز در گزارشي از يك كارشناس آسيب هاي اجتماعي، آمار مراكز فحشا در سطح شهر تهران را ۸ هزار باند اعلام كرد.
معيني كارشناس آسيب هاي اجتماعي، در همايش بررسي آسيب هاي اجتماعي، گفت:« طبق آمار در مدت ۷ سال متوسط سن فحشا از ۲۸ سال به زير ۲۰ سال رسيده ودر حال حاضر كف اين سن تا ۱۳ سالگي پايين آمده يعني در ميان نوجوانان به طور روزافزوني گسترش يافته است.»
اين كارشناس مسائل اجتماعي تصريح كرد: «بين ۳۰۰ تا ۶۰۰ هزار زن "خودفروش" در جامعه ما قابل رديابي هستند و بسياري از دانش آموزان دبيرستاني اين معضل اجتماعي را به طور رسمي ميپذيرند.»